دانلود آهنگ های جدید ایرانی

فارس موزیکال » دانلود جدیدترین آهنگ های ایرانی » صفحه 102

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.
روزگازی روز ما هم میرسد نگران نباش ...
پنج شنبه ۲ خرداد ۱۳۹۸
فرزاد فرزین - خرابش کردی
حامد زمانی - دلارام
حمید هیراد - کدئین
سیروان خسروی - جای من نیستی
سیروان خسروی - اینم میگذره
علیرضا روزگار - فول نایس
مسیح و آرش - دریا

دانلود آهنگ از محمد اصفهانی

ای مردمان بگویید آرام جان من کو
راحت فزای هرکس؛ محنت رسان من کو
نامش همی نیارم بردن به پیش هرکس
گه گه به نازگویم سرو روان من کو
در بوستانِ شادی هرکس به چیدن گُل
آن گُل که نشکنندش در بوستان من کو
جانانِ من سفر کرد با او برفت جانم
باز آمدن از ایشان ؛ پیداست ؛ آن من کو
هر چند در کمینه نامه همی نیرزم  ( ادامه )

دانلود آهنگ از محمد اصفهانی

چه کنم ای مـاه تابان
زغمت درشام هجران
چه کنم زغمت چون سازم
شده بسته رهِ پروازم
چه شود بـه بَرم بازآیـی
پر و بالِ دلم بگشایـی
شب همه شب در تاب و تبم
آمده بی تو جان به لبم
مهرت به جانم زد شرر
شد شعله ور درونم
چون حلقه زلـفِ تو سلسله جنونم
ز ازل بـر عشـقت زادم
ز فراقت در فریادم
تو بیا ای یار دیرین
به برم چون جان شیرین
مده چون زلفت بر بادم
به هوای تو چون فرهادم
شب همه شب شد نغمه گری   ( ادامه )

دانلود آهنگ از محمد اصفهانی

دل از من برد و روی از من نهان کرد
خدا را با که این بازی توان کرد
کجا گویم که با این درد جانسوز
طبیبم قصد جان ما توان کرد
بران سان سوخت چون شمعم که بر من
صراحی گریه و بربط فغان کرد
سرکوه بلند فریادکردم
علی شیر خدا را یاد کردم
علی شیر خدایا شاه مردان
دل ناشاد ما را شاد گـردان
بیا که بریم به مزار ملا ممد جان
مزار مولا علی آن شاه مردان
علی شیر خدا دردم دوا کن
مناجات مرا پیش خدا کن
چراغ آسمون نذر دل تو
هر جا عاشق دردش دوا کن   ( ادامه )

دانلود آهنگ از محمد اصفهانی

بشکن سبوی باده را
مستی تویی هستی تویی
در این سرای نیستی
مستی تویی هستی تویی
تو آفتاب هشتمین
سر چهارده عدد
بیدار کن خواب مرا
از وحشت این دیو و دد
بنگر که از هفت آسمان
جایی فرا سوی زمان
نوری هبوط می کند
در غربت این لا مکان
بنگر که دریا خون شده
فواره ها گلگون شده
لیلای بی دل را ببین
از عشق تو مجنون شده   ( ادامه )

دانلود آهنگ از محمد اصفهانی

پوشیده چون جان میروی
هردم میانِ جانِ من
چون میروی بی من مرو
ای جانِ جان بی تن مرو
ازچشمِ من بیرون مشو
هفت آسمان را بردرم
و ز هفت دریا بگذرم
چون دلبرانه بنگری
درجانِ سرگردانِ من
ای مانده درهجران مرا
زارم بکش ای جان برآ
سرمست وخندان ازدرآ
ای یوسفِ کنعانِ من
ای شیرِ خدا شمس الضحی
شهِ من ای بحرِ وفا
بدرالدجا مـه ِ مـن
ای ماهم علی شاهم علی
علی جان
ای پیرم علی میرم علی
علی جان   ( ادامه )

دانلود آهنگ از محمد اصفهانی

علی را وصف در باور نیاید
زبان هرگز ز وصفش برنیاید
علی با درد ِغربت آشنا بود
علی تنهاترین مرد ِخدا بود
علی درآستین دستِ خدا داشت
قدم در آستانِ کبریا داشت
علی سوز و گدازی جاودانه است
علی راز و نیازی عاشقانه است
دل دریایی اش دریای خون بود
زخون باغ و بهارش لاله گون بود
علی را وصف در باور نیاید
زبان هرگز ز وصفش برنیاید
نوای عشق از نای علی بود
اذان ِ سرخ ، آوای ِ علی بود  ( ادامه )

دانلود آهنگ از محمد اصفهانی

یک چشم من اندر غم دلدار گریست
چشم دگرم حسود بود و نگریست
چون روز وصال آمد او را بستم
گفتم نگریستی نباید نگریست
تا من بدیدم روی تو ای ماه و شمعِ روشنم
هر جا نشینم خرمم هر جا روم در گلشنم
من آفتاب انورم خوش پرده ها را بر درم
من نو بهارم آمدم تا خارها را برکَنم
تو عشقِ زیبایِ منی هم من توام هم تو منی
خشمین تویی راضی تویی هم شادی و هم درد و غم
لطفِ تو سابق می شود جانِ من عاشق می شود
بر قهر ، سابق می شود چون روشنایی بر ظُلَم
گویم سخن را باز گو مردی کَرم ز آغازگو
هین بی ملولی شرح کن من سخت کُند و کودنم  ( ادامه )

دانلود آهنگ از محمد اصفهانی

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
که به ماسوی فکندی همه سایه هما را
نــاشناسی کـه به تاریکی شب
می بُرد شامِ یتیمانِ عرب
پادشاهی که به شب بْرقَع پوش
می کِشد بارِگدایان بردوش
دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین
به علی شناختم من بخدا قسم خدا را
بخدا که در دو عالم اثر از فنا نمانـد
چو علی گرفته باشد سُرِ چشمه بقا را
برو ای گدای مسکین در خانه علی زن  ( ادامه )

دانلود آهنگ از محمد اصفهانی

نامدگان و رفتگان از دو کرانه زمان
سوی تو میدوند هان ! ای تو همیشه در میان
آه که می زند برون از سر و سینه موجِ خون
من چه کنم که از درون دست تو میکِشد کمان
پیشِ وجودت از عدم ، زنده و مرده را چه غم
کز نفس تو دم به دم ، میشنویم بویِ جان
پیشِ تو جامه در برم نعره زندکه بردرم
آمدمت که بنگرم ، گریه نمی دهد اَمان  ( ادامه )

دانلود آهنگ از محمد اصفهانی

دیده بگشا ای به شهدِ مرگِ نوشینت رضا
دیده بگشا بر عدم ای مستیِ هستی فزا
دیده بگشا ای پس ازسوء القضا حسن القضا
دیده بگشا ازکرم ، رنجورِ دردستان علی
بحر ِمرواریدِ غم ، گنجورِ مردستان علی
دیده بگشا رنجِ انسان بین و سیلِ اشک وآه
کبرِ پُستان بین و جامِ جهل و فرجامِ گناه
تیر و ترکش ، خون وآتش ، خشمِ سرکش ، بیمِ چاه
دیده بگشا بر سِتم ، دراین فریبستان علی
شمعِ شبهای دژم ، ماهِ غریبستان علی  ( ادامه )



دسته بندی

مطالب محبوب