دانلود آهنگ های جدید ایرانی

» 2016 » آوریلفارس موزیکال » صفحه 2

روزگازی روز ما هم میرسد نگران نباش ...
سه شنبه ۱ آبان ۱۳۹۷

در دام نگاه تو اسیرم

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : پنج شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۵

ترانه‎های عاشقانه

چندیست که در دام نگاه تو اسیرم
درگیر زمستانم و دلبسته ی تیرم

هر توبه که مستلزم نشکسته شدن نیست
این عشق خطاییست که باید بپذیرم

در راه پر از برکه و مرداب و تباهی
صد شکر به دریای تو افتاده مسیرم

خوشبخت ترینم اگر امشب بگذاری
از گوشه ی لب های ترت بوسه بگیرم

من آدمک برفی و تو شعله ی عشقی
راضی شدم امشب که به یک بوسه بمیرم

تلخ تلخم،گریه دارم

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : پنج شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۵

ترانه‎های عاشقانه

تلخ تلخم،گریه دارم،مهربان! طوری م نیست
حال من خوب است مثل حالتان طوری م نیست

باز مردم آب پاکی روی دستم ریختند
ناگهان،حالم بد است و ناگهان،طوری م نیست

در درونم زخم های کهنه لب وا کرده اند
شعر! ای آتش میان استخوان،طوری م نیست

آن تویی،ببر بیابانی که در چنگال تو
این منم،زخمی غزال نیمه جان،طوری م نیست

قارچ ها از نوک انگشتان من قد می کشند
سمی ام در خویش اما باغبان،طوری م نیست

درد دارد قطره قطره نوش جانم می کند
قهوه ای هستم درون استکان،طوری م نیست

دست می افشانم و هی پای می کوبم به خاک
قرص تب بر،قرص هذیان،قرص نان، طوری م نیست

من اوستا خوانده ام،تکفیرم ای زرتشت پیر
کفر می ورزم به چشم این و آن،طوری م نیست

شهر می گوید جنون شعر دارم ای جنون
کاش می دادی به این مردم نشان،طوری م نیست

شبیه آتشی در باد

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : پنج شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۵

ترانه‎های عاشقانه

شبیه آتشی در باد خاکستر نمی گیرم
اگر خاموش گردم شعله را از سر نمی گیرم

به من از خم شدن چیزی مگو چون آنچنان سختم
که شکل از ضربه های پتک آهنگر نمی گیرم

گرفتی هر چه را دادی، خیالی نیست اما من
دلی را که سپردم دست تو،دیگر نمی گیرم

من آن مرغم که بگشایی قفس را باز می ماند
به هر جا خو کنم دیگر، از آنجا پر نمی گیرم

به من گفتی که هر چیزی بهای در خوری دارد
بهای عشق من مرگ است از آن کمتر نمی گیرم

نیمه گمگشته

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : پنج شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۵

ترانه‎های عاشقانه

نیمه گمگشته ات را دیر پیدا میکنی
سر بجنبانی خودت را پیر پیدا میکنی

در مدار روزگار و گردش چرخ فلک
عاقبت روزی تو هم تغییر پیدا میکنی

کودکی چون بادبادک با نسیمی میرود
خویش را بازیچه تقدیر پیدا میکنی

عشق را در انتظار تلخ و بی پایان خود
در غروب جمعه ای دلگیر پیدا میکنی

میرسی روزی به آن چیزی که میخواهی ولی
در رسیدنهای خود تغییر پیدا میکنی

چشم میدوزی به او از دور و میپرسی چرا
نیمه گمگشته ات را دیر پیدا میکنی

روزی چند بار دوستت دارم

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : پنج شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۵

اشعار عاشقانه

روزی چند بار دوستت دارم
یک‌بار وقتی که هوا بَرَم می‌دارد
قدم می‌زنیم
وقتی که خوابم می آید
تو می آیی
یک‌بار وقتی که باران ناز می‌کند
دلِ ناودان می‌شکند
می‌بارد
وقتی که شب شروع می‌شود
تمام می‌شود.
یک بار دیگر هم دوستت دارم!
باقیِ روز را
هنوز را…

بزن باران

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : پنج شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۵

اشعار عاشقانه

بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارم
میانِ عقل و احساسم زلالِ اشک می کارم

بزن باران به رگ برگِ صدای خیسِ احساسم
بدونِ چتر می خواهم کنارت گام بردارم

برقصان با ترنّم اشک را در قابِ چشمانم
که دردی از غمِ دوری درونِ سینه ام دارم

نمی خواهد ببیند عقل ، پابندِ کسی هستم
دلم زورش نمی چربد نشسته پشتِ افکارم

نمی دانم کجای کار می لنگد … پریشانم
برای گفتگو با عقل خود تا صبح بیدارم

بیا باران بزن آهسته تر بر عشق ِبی جانم
که جای سنگ ، قلبم را کمی دلتنگ پندارم

شدم عاقل ترین عاشق ، ندانستی که ناچارم
به بازی در سکانسِ صحنه ی آخر که بیزارم

صدای یک گلوله ماند و دیگر هیچ در یادم
درین بارانِ بی پایان به سوگِ عشق … می بارم !

من آرزوی تو کردم

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : پنج شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۵

اشعار عاشقانه

من آرزوی تو کردم که بیشتر باشی
برای این دل سردم تو بال و پر باشی

من از نبود تو تنها شدم ولی ای کاش
خدا کند که بیایی و بیشتر باشی

شب است و تازه شروع شراب و شیدایی
بیا که خاتمه ی این شب و سحر باشی

هوای کوی تو امشب هوای شیدایی است
چه میشود که ز غم های خود به در باشی

تو با قدم زدنت تازه عاشقم کردی
بمان که با قدمت سایه ای به سر باشی

به شاعری من این بس که سهم من شده ای
تو امدی که برای دلم سپر باشی

بیا که این دل من راه عاشقی دارد
خدا کند که تو هم در همین سفر باشی

تو خواهی رفت

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : پنج شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۵

اشعار عاشقانه

تو خواهی رفت، دیگر حرف چندانی نمی ماند
چه باید گفت با آن کس که می دانی نمی ماند؟!

بمان و فرصت قدری تماشا را مگیر از ما
تو تا آبی بنوشانی به من، جانی نمی ماند

برایم قابل درک است اگر چشمت به راهم نیست
برای اهل دریا شوق بارانی نمی ماند

همین امروز داغی بر دلم بنشان که در پیری
برای غصه خوردن نیز دندانی نمی ماند

اگر دستم به ناحق رفته در زلف تو معذورم!
برای دستهای تنگ، ایمانی نمی ماند…

اگر اینگونه خلقی چنگ خواهد زد به دامانت
به ما وقتی بیفتد دور، دامانی نمی ماند

بخوان از چشم های لال من، امروز شعرم را …
که فردا از منِ دیوانه، دیوانی نمی ماند

دلم وا مانده در کاری که فکرش را نمی کردم

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : پنج شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۵

اشعار عاشقانه

دلم وا مانده در کاری که فکرش را نمی کردم
سرم خورده به دیواری که فکرش را نمی کردم

مدارجبر هستی را فقط بیهوده می گردم
اسیرم کرده تکراری که فکرش را نمی کردم

خرابم می کند با اخم وبا لبخند می سازد
دلم را برده معماری که فکرش را نمی کردم

زمین را مثل اسکندربه حکم عشق او گشتم
شدم سرباز بیماری که فکرش را نمی کردم

ولی هرنقطه ای رفتم شعاع درد دورم زد
به دستش داشت پرگاری که فکرش رانمی کردم

به هر دستی که دور گردنم افتاد دل بستم
مرا زد عاقبت ماری که فکرش را نمی کردم …

ستاره ی دنباله دار من

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : پنج شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۵

ترانه‎های عاشقانه

جایی نرو ! بچرخ فقط در مدار من !
ای ماه …! ای ستاره ی دنباله دار من

باید جهان و نظم قدیمش عوض شود
هر کار می کنم که تو باشی کنار من

دادم عنان زندگی ام را به عشق تو
از اختیار عقل گذشته است کار من

چون سنگ کوچکی ته یک رودخانه ام
اینگونه است در غم تو روزگار من

حالا بیا و مثل نسیمی عبور کن
از گیسوان مضطرب بی قرار من

حالابیا و ساده ترین حرف را بزن
پایان بده به سخت ترین انتظار من …!!


مطالب محبوب
تبلیغات متنی